اباصالح کجایی مُردم به خــدا از جدایــی
بکــن یادی زما در قـنوت نــمـازت هــر کـجایی
ابـاصالح ســوخــتــیــم ز داغ فـــراقــــت
خـواهـد پایان پـذیرد ایـن شـب هجران و تنهایی؟
جمعه ها یک به یک می گذرند از پی هم
چـرا نمـی کــنــی نــگــه مــارا چــرا نــمی آیی؟
می خوانم هــر روز و هر شب من تو را
تـــا کــه شــایــد رسـد از جانب تو بر من هوایی
چــشــمــان مـن تاریک گشتـه بهر دیدنت
چرا نمی کنی روشن چشمان تارم ای مرد بالایی
می دانم بسی رنجاندم من تورا با کارهایم
ولی دارم امید بخشش و لطف زبس که تو آقایـی
منتظر ادامه این شعر باشید
( ) پیام از منتظران مهدی |
کل قدوم سبز : 222220
قدوم سبز امروز : 4
قدوم سبز دیروز : 15
پیوندهای روزانه
فهرست موضوعی یادداشت ها مناجات[28] . مهدویت[24] . دل نوشته[23] . گوناگون[22] . آیت الله بهجت . رهپویان شهیدان سالگرد . سالگرد یادبود شهدای رهپویان وصال شیراز .
مطالب بایگانی شده
این قافله عمر عجب می گذرد
قدیمیا
پاییز 1386
تابستان 1386
آرشیو
موضوعات وبلاگ من
درباره من
اشتراک در خبرنامه
لینک دوستان من
آقاشیر
دنیای من پر از عکس و حرف نگفته
یادداشتهای من
حرم دل
دوزخیان زمین
مکتب خانه
زیر خیمه
خلوت تنهایی
اوریا
جوان ایرانی
نـو ر و ز
کلبه احزان
علقمه
هر کی به هر جا رسید با دلش رسید
لوگوی دوستان من