یک خبر پیچیده در گوش همه
شور بر پا کرده درد و هم همه
قلب شیعه دل غمین و خسته شد
کربلا راهش دوباره بسته شد
سینه ها بار دیگر تنگ شد
هم نجف هم سامرا در جنگ شد
از دوباره شیعه در ماتم نشست
بار دیگر حرمت مولا شکست
چهره را از خلق پوشاندن بس است
ای بدان یک بار سوزاندن بس است
کربلا یک بار لشگر دیده است
خون و آتش اشک مادر دیده است
پیش شیطان هست تلنازی بس است
بیش از این با عشق ما بازی بس است
شیعه تنها یک کربلا دارد همین
یک نجف یک سامرا دارد همین
دلخوشی شیعه تنها کربلاست
هستیش سجده به خاک سامراست
تا حرم اماج زخم و تیر شد
مهدی زهرا بمیرم پیر شد
نسیمی جان فزا می آید بوی کرب و بلا می آید.
نمیدانم که آیا هنوز باید عجلولیک افرج بگویم یا نه .امروز جمعه است اما دلگیر نیست .سرد نیست ، منا جات حضرت علی را نشنیدم ودلهره هم ندارم اما ناراحتم. اینها نشانه خوبی نیست.نکند نباشد نگاهی بر من ، نکند پرونده ام بسته شده باشد و نکند .....آقای من ، مولا و امام عصر من چه میگذرد بر شما
بمیرم ، درد های سختی میکشید و همچنان استوار بزرگترینِ لثارات الحسین هستید .شما می آیید . ایمان دارم .می بینید حرم پدرتان را می بینید و می آیید . آقای من به خوبی خودت ما را
( ) پیام از منتظران مهدی |
کل قدوم سبز : 222221
قدوم سبز امروز : 5
قدوم سبز دیروز : 15
پیوندهای روزانه
فهرست موضوعی یادداشت ها مناجات[28] . مهدویت[24] . دل نوشته[23] . گوناگون[22] . آیت الله بهجت . رهپویان شهیدان سالگرد . سالگرد یادبود شهدای رهپویان وصال شیراز .
مطالب بایگانی شده
این قافله عمر عجب می گذرد
قدیمیا
پاییز 1386
تابستان 1386
آرشیو
موضوعات وبلاگ من
درباره من
اشتراک در خبرنامه
لینک دوستان من
آقاشیر
دنیای من پر از عکس و حرف نگفته
یادداشتهای من
حرم دل
دوزخیان زمین
مکتب خانه
زیر خیمه
خلوت تنهایی
اوریا
جوان ایرانی
نـو ر و ز
کلبه احزان
علقمه
هر کی به هر جا رسید با دلش رسید
لوگوی دوستان من